محمد مفيد مستوفى بافقى

74

جامع مفيدى ( فارسى )

آن مرتضوى فعال مشاهده فرمود نهايت توجه و عطوفت ظاهر ساخت و بتجديد متوجه تقويت اركان شريعت غرّا و تمشيت مهام سادات و علما گشته افتخار اعاظم سادات و نقبا ، خلاصهء دودمان آل عبا ، مقوى ملت عليهء اماميه ، قدوهء اولاد امجاد خير البريه ، [ 63 الف ] ملاذ سالكان مسالك اخلاص و يكرنگى ميرزا شاه ابو المهدى را به سيور غالات و مسلميات معزز و مفتخر ساخت و منصب جليل المرتبهء كلانترى خطهء جنت قرين يزد را بوجود عالى حضرت متعالى مرتبت ميرزا شاه ابو القبا آرايش فرمود . قطع نظر از تكلفات منشيانه و تصلفات مترسلانه ساحت گلزار ملك و ملت برشحات اهتمام و اجتهاد اين دو عالىقدر ناضر و سيراب گشت و فضاى رياض دين و دولت از قطرات غمام اعتنا و التفات ايشان در خضرت و نضارت از سرابستان جنان درگذشت . شعر : چو از لطف شهنشاه سرافراز * دو عالىقدر گرديدند ممتاز يكى در مملكت فرمان‌روا شد * يكى محراب دين را مقتدا شد يكى شد مرجع حكام اسلام * بلندى يافت زين يك نام اسلام ز عدل آن يك فضاى ملك آراست * ز فضل اين بناى شرع شد راست چون قامت قابليت هريك بر جويبار اقبال بالا كشيد بفرمان پادشاه جهان روى توجه بخطهء يزد آورده بعد از وصول بر مسند كامرانى تكيه دادند ، مهام شريعت بيضا برطبق اجتهاد آل سيد الورى بسرانجام اقتران يافت و فروغ رواج ملت غرا از افق مشيت حق عز و علا بر وجنات احوال فرق برايا تافته [ 63 ب ] رعايا و زير دستان در پناه امن‌وامان غنودند . چون مدتى بر آن گذشت و زمانه بسى اوراق ليل و نهار درنوشت در شهور سنهء « 1 » بسبب عين الكمال مزاج شريف قدوهء اولاد سيد آخر الزمان صلوات اللّه الملك المنان ميرزا شاه سليمان از نهج اعتدال انحراف يافته پهلو بر بستر ناتوانى گذاشت . اطبا در معالجه سعى نمودند و زهاد و عباد دست بدعا برداشتند . دوستان

--> ( 1 ) - در اصل : سفيدست